فصل یازدهم
ظهور لیبرالیسم در اواخر قرن 16 و اوایل قرن 17 به وجود آمد.
§لاک و تجربه انکار وجود ایده های فطری از جانب لاک و تصور او از ذهن به مانند لوحی نانوشته، اشاره به شکل گیری شخصیت انسان از راه تجربه دارد.
§اهداف آموزش و پرورش از نظر لاک 1- فضیلت 2- پرورش خرد 3- مبادی آداب بار آوردن انسان 4- یادگیری §مفاهیم بنیادی لیبرالیسم مفاهیم حکومت بر پایه آرای مردم و حقوق اساسی افراد، مبین مفاهیم اساسی لیبرالیسم هستند.
§لاک و حقوق بشر به نظر لاک کلیه افراد بشر از: 1- حقوق طبیعی برابر برای زندگی 2- آزادی 3- مالکیت برخوردارند و هیچ کس نباید به سلامت، آزادی و دارایی دیگران آسیب برساند. §لاک و انسان از نظر لاک، افراد آزاد، مساوی و مستقلند و هیچ کس نباید آنان را از حق مالکیت محروم کند یا آنان را بر خلاف میلشان محکوم تبعیت از نوعی قدرت سیاسی بکند.
§لاک و حکومت به نظر لاک، منصفانه ترین شیوه سیاستگذاری و تصمیم گیری سیاسی، حکومت دولتی است که از توافق متقابل کسانی تشکیل شده باشد که جامعه مدنی را تشکیل می دهند. §
سه قوه از نظر لاک 1- قوه مقننه (پدید آورنده حقوق عمومی معین) 2- قوه مجریه (مجری قوانین عمومی) 3- قوه قضائیه (صادر کننده عینی آرا بر اساس تفسیر خود از قوانین عمومی) §
حقوق الهی شاهان در زمان لاک «حقوق الهی شاهان» گویای رسیدن جریان قدرت از خداوند به شاه و سپس در سطحی پایین تر به اشرافیت به صورت موروثی بود که لاک در آن تردید ایجاد کرد. §
ساختار طبقاتی مبتنی بر حقوق الهی شاهان در این ساختار سه طبقه اجتماعی وجود داشته است: 1- شاه فرمانروا و اشرافیت مبتنی بر تبار 2- کشیشان 3- تمامی مردم دیگر §آموزش و پرورش و طبقه اجتماعی اعضای هر طبقه بر پایه آموزه شایستگی طبقه اجتماعی تربیت می شدند، زیرا نقش هایی که باید ایفا می کردند از قبل تعیین شده بود. §لاک و آموزش و پرورش همگانی دانستن آموزش و پرورش، برای این که کلیه افراد امکان مشارکت در انتخابات و خدمت در یکی از سه قوه را پیدا کنند.
§عناصر کلیدی ایدئولوژی لیبرال §مفهوم مالکیت §ماهیت و خرد انسان §جهت گیری غیر دینی (سکولار) §تأکید بر فردیت §عناصر کلیدی ایدئولوژی لیبرال §تمایل به پیشرفت §تأکید بر نهاد های سخت §ماهیت عملگرایانه §تحول اجتماعی §لیبرالیسم و اقتصاد لیبرالیسم معتقد به آزادی اقتصادی فرد برای رقابت و کسب دارایی است که هم وسیله ای مؤثر برای ارضای نیاز های فردی و هم رونق اقتصادی عمومی است.
§لیبرال های کلاسیک و اقتصاد لیبرالیست های کلاسیک طرفدار سیاست اقتصاد آزاد، اصرار بر پرهیز دولت از دخالت در اقتصاد تا جایی که ممکن است دارند. §اقتصاد و دولت لیبرالیست های کلاسیک نقش دولت در اقتصاد را تضمین فضایی برای کارآفرینی آزادانه و بازاری رقابت آمیز می دانند که تابع قانون عرضه و تقاضا باشد. §لیبرال های اصلاح طلب و دولت دولت را عامل تنظیم کننده ای برای بر طرف کردن: §موانع بازرگانی §تأمین سلامت و ایمنی کارگران و مصرف کنندگان §حفاظت از محیط زیست §تنظیم ساعات و شرایط کار §سیاست گذاری و آموزش و پرورش در سیاست گذاری به مفهوم وسیع، آموزش و پرورش با نیاز های اقتصادی جامعه، نیاز های بازار کار و عوامل تعیین کننده موفقیت اقتصادی جامعه مرتبط است.
§مادی گرایی تربیتی و اقتصاد لیبرالیسم مادی گرایی تربیتی به کسب پاداش در آینده و درآمد بیش تر، دستمزد های بالا تر فارغ التحصیلان و کسانی که به تحصیلات خود ادامه می دهند، می اندیشد. §آموزش و رشد اقتصادی یکی از اصول ایدئولوژی لیبرال کلاسیک این است که آموزش، موجب افزایش بهره وری و رشد اقتصادی در جامعه می شود. §انقلاب صنعتی و طبقه متوسط گر چه انقلاب صنعتی به طبقه متوسط قدرت اقتصادی داد، ولی این قشر، خود را از حقوق سیاسی، اجتماعی و تربیتی محروم می دید. §طبقه متوسط و آموزش و پرورش مؤسسات آموزشی که کلیسا ها اداره آن ها را بر عهده داشتند، اغلب پاسخگوی نیاز های آموزشی و پرورشی طبقه متوسط نبودند.
§طبیعت آدمی و روسو روسو، طبیعت آدمی را ذاتاً نیک می دانست، نه محروم یا منحط، لیبرال های فرانسوی نیز مؤسسات فاسد اجتماعی، سیاسی و تربیتی را خاستگاه شر و فساد تلقی می کردند. §لیبرال ها و آزادی انسان لیبرال ها معتقد به ابراز آزادانه عقاید در نوشتار، گفتار و تدریس هستند. §لیبرال ها و آموزش و پرورش به عقیده لیبرال ها، انسان ها به کمک روشنگری و آموزش و پرورش، برای نیل به اهداف خود اقدام می کنند. آنان همچنین، §ادامه لیبرال ها و آموزش و پرورش معتقدند که کودکان باید از محدودیت های خودسرانه معلمان سرکوبگر، حفظ متون دینی و یادگیری های مکانیکی که برای خلاقیت مضر هستند، رها شوند. §لیبرال ها و خرد انسانی بر قدرت خرد آدمی برای حل مشکلات، ابداع راه حل و بهبود زندگی اجتماعی تأکید دارند و قدرت تعقل را ابزار نیرومندی برای تغییر شکل و بازسازی نظام کهن در اختیار انسان قرار می دهد. §دیویی و روش علمی روش علمی را می توان در زندگی و مسایل بی شمار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تربیتی به کار بست.
آنچه خرد آدمی را مخدوش می کند خرافه و جهل است. §میل و انسان به نظر میل (Mill) انسان های عاقل می توانند «به موازنه شواهد» پرداخته و آن را راهنمای تصمیم گیری های خود قرار دهند. وی همچنین معتقد بود که اکثریت «به درستی قضاوت» می کنند. §سایر باور های لیبرال ها 1- برداشتن سانسور از مطبوعات 2- جداساختن کلیسا از مدرسه و حکومت 3- شخصی و نه دولتی بودن باور های مذهبی 4- تقدم فرد بر جامعه §لیبرال ها برنامه درسی و تدریس خواهان تغییر در برنامه درسی هستند و بر معرفت و روش علمی تأکید دارند. همچنین باور بر آموزش فرایند مدار داشته و با ایدئولوژی هدف وسیله را توجیه می کند، مخالفت می ورزند. §جهان بینی لیبرال ها پیشرفت گرا، متوجه حال و آینده نگر است. §بیان کنید ویژگی های تدریس و برنامه درسی را از دیدگاه لیبرالیست ها بیان نمایید. §تعادل دولت و جامعه تعادل دولت و جامعه با تفکیک قوا حاصل می شود که مانع تمرکز قدرت فوق العاده در دست عده ای خاص از افراد می شود. §نتایج تربیتی تعادل دولت و جامعه 1- برخورداری از آموزش و پرورش همگانی 2- اشاعه آموزش و پرورش مدنی دارای تأکید بر مشارکت 3- پذیرش حس پاسخگویی مدنی در مسؤولان §مخالفان لیبرالیسم ایدئولوژی های یک حزبی و رژیم هایی مانند نازیسم، فاشیسم و کمونیسم هستند که لیبرالیسم را به عنوان توجیهی برای سودجویی اقتصادی، عدم قاطعیت سیاسی و نسبیت اخلاقی محکوم می کنند.
§برخی از نشانه های توسعه نیافتگی §فقر شدید §بیکاری در مقیاس وسیع §بیسوادی §ناکافی بودن خدمات بهداشتی §تقسیم بندی طبقاتی انعطاف ناپذیر §آموزش و پرورش مدنی لیبرالیسم علاوه بر آموزش و پرورش همگانی بر نوع خاصی از آموزش و پرورش مدنی تأکید دارد که مختص رشد شناختی و عاطفی شهروندان است. §توضیح دهید 1- جهان بینی لیبرال ها چه ویژگی هایی دارد؟ 2- مخالفان لیبرال ها چه کسانی هستند و دلایل مخالفتشان با آنان چیست؟ §توضیح دهید 1- دیویی چه چیزی را عامل مخل خرد آدمی می دانست؟ و چرا؟ 2- از دیگر نشانه های توسعه نیافتگی، جز آنچه مطرح شد، چه چیز را می توان نام برد؟